یک شعر پسازبانی از سعید جهانپولاد
آرایش جنگی من عاشق بزن بزنامعاشق جنگ و خشونت و کشتار عاشق تا سرحد جنون جنون آب و جنون خون و...
Select Page
سعید جهانپولاد | ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
آرایش جنگی من عاشق بزن بزنامعاشق جنگ و خشونت و کشتار عاشق تا سرحد جنون جنون آب و جنون خون و...
فتانه آرامش | ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
به که گویم که جهانم همه ایران من است؟ من فدایم به درش، خاک پذیرای من است به که گویم که وطن،...
عابدین پاپی | ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
جَنگ یک بخش است مثلِ جُنگ، مثلِ صلح اما از آخر که میخوانمش «گنج» میشود! جنگ رفتارِ خوبی با برگ...
حسین فرخی | ۲۷ تیر ۱۴۰۴
۳ شعر از غزل غزلها از مجموعه شعرهای تیرماه غزل-۲ معماری زخمها معماری ظریف تاریکی لبها صورتها و...
علیرضا زرین | ۲۴ تیر ۱۴۰۴
— «نظمِ نوینِ جهان» نیز بگذرد ترفندهای زمان نیزبگذرد روباه و گرگ و شغالی به یک لباس در صفِّ پیرو...
مجید سنجری | ۲۲ تیر ۱۴۰۴
۱ اسمش صلح بود، اما… گلوله نام کوچکی داشت: امنیت. و بمب، از آسمان با برچسب “نجات” افتاد. سرباز...
محمد قیصریان | ۲۲ تیر ۱۴۰۴
۱ فقط امروز هواپیماها بمباران می کنند فردا صلح می شود تابوت ها بە پرواز در می آیند … ۲ فدای حسِ...
شهرگان آنلاین | ۲۲ تیر ۱۴۰۴
هوا از بوی جنگ پُر است و هیچ چیز عادی نیست اما گُل سرخ هم چنان می شکفد. میلاد نیا ۱ تیر ۱۴۰۴...
معصومه ارتشرضایی | ۱۸ تیر ۱۴۰۴
چه کسی جنگ را به خانه آوردبه قصد کشتنبرای نجات ندادن نیاز به کلمات نیستشبیخون تاکتیک...
هادی الف. رودبارکی | ۱۵ تیر ۱۴۰۴
(برای عشق و زندگی علیه جنگ و نسلکشی) آه امواج دریاییی دریا … دریا خنّاق گرفتهام خنّاق آسمانم را...
مهرداد مهرجو | ۱۲ تیر ۱۴۰۴
چه فتوای فاقد فتنهای فردو فرو ریزد در انفجار فوارهاش تا فوران لرزهاش تشعشعی برای سقوط فرو...
خالد بایزیدی (دلیر) | ۱۲ تیر ۱۴۰۴
۱ ایرانم! گربهی ملوسی ست تا در آغوش مهر نخوابانیش آرام نمیگیرد ۲ صدها گلوله در آسمان خود را...
نزهت عبدالهی | ۱۱ تیر ۱۴۰۴
۱دردی ست که واژه را تحمل بیانش نیستحجمی ستپوشیده در لفافه ی سکوتهر چه هستخاموشی ست درون شعله های...
شهرگان آنلاین | ۱۱ تیر ۱۴۰۴
شهرگان: به کوشش علیرضا آبیز و افشین بابازاده از شاعرانی که درباره جنگ دوازده روزه شعر سرودهاند،...
هادی خرسندی | ۱۰ تیر ۱۴۰۴
———————– گُنده شیخ ِ پرخور دنیاپرست نیمه شب با گوز خود از خواب جست زان صدا پنداشت جنگی در گرفت دست...
پونه معتمد | ۱۰ تیر ۱۴۰۴
«نه به جنگ» جنگ با کفش های آهنی شهر را زیر پای خود له میکند برای گفتن نه به جنگ یک شهر کافیست! در...
سحر قاسمی | ۹ تیر ۱۴۰۴
————- ۱ تصویر کدام چهرهایم در این هوای کثیف بیرنگ خاکستری سیاه همهی کلونها را کشیدهایم...
اکبر باباپور | ۹ تیر ۱۴۰۴
آتش، هوسش دوباره جنگافروزیست پروانه اسیر پیلهی خودسوزیست عمریست که آشیان زاغان، تنها...
فانوس بهادروند | ۵ تیر ۱۴۰۴
هنگامی که ریز پرندهها شکستند از انکار خویش تو بنویس از از هر جا که تبعید شدهای از عشق بگو ساحتی...
نازنین رحیمی | ۵ تیر ۱۴۰۴
این شایسته غرور من نبود نخستین بار است که پیراهنی سفید بر تن می کنم انگار رنگی که تو بر تنم بخشیدی...
شهین راکی | ۵ تیر ۱۴۰۴
. . آری، آتش بس داده اند کوانتوم چشمانت آخرین مهره را پی میگیرد تا جان به تن شعر باز گردد من اما...
حسن فرخی | ۲ تیر ۱۴۰۴
ظهر جنگ است و خورشیدهای سوخته در کوچه و خیابان! یک) و بهار ۱۴۰۴ خاکستر می شود و دود می شود. و شعر...
فرشته امیری | ۱ تیر ۱۴۰۴
بادا که از فرازِ این ویرانهها بگذری و خاکسترِ جنگ را با خود ببری تا جایی دور، که هیچ کودکی صدای...
عزت گوشهگیر | ۱ تیر ۱۴۰۴
خون که پاشیده می شود به در، به دیوار، به خاک، به هوا، ساده اندیشی است که تنها نوک بینی مان را...
