یک شعر از معصومه ارتشرضائی
دیگر سخن از قدمت تاریخیِ جادهی ابریشم، از دیوار بلند چین نیست؛ سخن از غارت تاریخ است، از...
Read More
Select Page
معصومه ارتشرضایی | ۵ شهریور ۱۴۰۵
دیگر سخن از قدمت تاریخیِ جادهی ابریشم، از دیوار بلند چین نیست؛ سخن از غارت تاریخ است، از...
Read Moreمعصومه ارتشرضایی | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
۱ تا چند در این کابوسِ بیپایان،در فردایی که غبارِ ابهام پوشانده،باید خفت؟وقتی چشمهای زهرآگینِ...
Read Moreمعصومه ارتشرضایی | ۱ آذر ۱۴۰۴
گوش کن! صدای مضطرب انگشتانم را میشنوی؟ که از پس آن شبِ هولناکدر ازدحام دردهای ناگفتهپیکر تاریکی...
Read Moreمعصومه ارتشرضایی | ۱۸ تیر ۱۴۰۴
چه کسی جنگ را به خانه آوردبه قصد کشتنبرای نجات ندادن نیاز به کلمات نیستشبیخون تاکتیک...
Read Moreمعصومه ارتشرضایی | ۲ فروردین ۱۴۰۴
قلبِ من گور زنهای دسته جمعی است دخترهای گیسو کمند که قرار بود بیایند و تلالو خورشید را به عشق بدل...
Read More