پادکستها؛ تکثر ساختگی و شبهواقعیت ساز
یکی از اصطلاحات رایج در جامعه شناسی سیاسی، تکثر ساختگی است. حاکمیتها نمایشی از اعتراض و مخالفخوانی مجازی ارائه میدهند تا بخش مهم و عمیق اعتراض و مخالفت واقعی جامعه را سرکوب و سانسور کرده و آنرا تقلیل دهند. رشد بیرویه پادکستها و نشستهای مجازی گفتگومحور، یکی از دلایل این یادداشت است.
اکثر این پادکستها و نشستهای مجازی گفتگومحور در زیر چتر مالی و سلطه امنیتی حاکمیت است. با مشتی به ظاهر کارشناس مخالف و موافق، رادیکال و معتدل ،اصوالگرا و اصلاحطلب و …
پیشتر جریانی و اتاق فکری از اواخر دههی شصت به این فراست افتاد که بخشی از فعالین سیاسی و روزنامهنگاران بدنه حاکمیت را مخالفسازی کند.در ادامه این پروژه، اتهاماتی به آنان نسبت داده شد و احکامی صادر شد، تا این اشخاص را برای مخالفخوانی در چشم عوام مشروعیت ببخشد. تا اینجای کار این روند برای حامیان حاکمیت موفقیت آمیز بوده. اما بخش اکثریت جامعه سالهاست، نقاب این چهرههای مخالفخوان را برداشتهاند. این پادکستها یا نشستهای به ظاهر گفتگومحور درباره اقتصاد، جنگ، روابط خارجی، و … در واقع نشان از تکثر صدا و گفتگومندی نیست. نوعی پوشش و فریب افکار عمومی است و هدفش کاهش و تقلیل دادن انزجار، خشم و نفرت عمومی و عادیسازی خفت و خفقان جامعه در زیر فشارها، سرکوب، بی عدالتی، رانت خواری، فقر و فساد گسترده نزدیکان به حلقه قدرت است.
پادکستها آنچه واگویه میکنند نمایشی از تکثر ساختگی و شبه واقعیت است. از منابع نشریات و خبرگزاریهای بخشی از جریان اصلی خارجی و بعضی از اندیشکدههای احزاب مخالف دولت در کشور دموکراتیک است که در اعتبار و درستسنجی منابع و اطلاعاتشان باید با دیده تردید نگاه کرد. پس در واقع هدف این پادکستها جز انحراف و گمراه کنندهگی و عادیسازی فشارها و اعتراضات و مخالفتها به صورت ساختگی و نمایشی نیست.
یک مشت چهره منتخب حاکمیت تحت مخالفخوان که آبشخور فکری و ایدولوژیکی یکسانی دارند و تنها برای بازتولید مشروعیت از دسترفته و در بزنگاه خطر فروپاشی و زمان بقا به میدان آمدهاند. اکثر این اشخاص منتقد نما و مخالفخوان جهت مشروع نشان دادن خود به اتهامات و احکام صادره، حبس و تعزیر و شکنجه و حتا اینکه تا پای اعدام هم رفتهاند، استناد میکنند. اما در واقع طبق همان پروژهی نمایش مخالف ساز، شبهواقعیت میسازند.
#سعیدـجهانپولاد





















