داریوش اقبالی؛ از پسزدن حقارت اعتیاد تا تجربهٔ رسیدن به اوج توانمندی
داریوش اقبالی در گفتوگویی با فرح طاهری از بنیاد آینه سخن گفت و در شهروند کانادا در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۵ منتشر شد.
این گفتوگو از صفحه فیسبوکی فرح طاهری گرفته شدهاست.
https://www.facebook.com/search/top?q=farah%20ta
***************************
یازده سال پیش، داریوش اقبالی در گفت وگویی با من از بنیاد آینه گفت. این گفت وگو در شماره 1566 مورخ 28 اکتبر 2015 در نشریه شهروند منتشر شد. با توجه به اینکه آرشیو شهروند از دسترس خارج شده، فکر کردم بد نیست آن را اینجا بازنشر کنم.
همچنین یادی میکنم از زندهیاد علی محمدی عکاس این عکس که سرطان او را از ما گرفت. «فرح طاهری»
گفت وگوی شهروند با داریوش اقبالی بنیانگذار «آینه»
«آینه»؛ یاور همیشه مومن
فراخوان داریوش برای ایجاد مرکز «آینه» در تورنتو
* من وقتی خوندم «دوباره میسازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش، ستون به سقف تو میزنم، اگرچه با استخوان خویش» به این رسیدم که وطن درون ما آشفتهتر از وطن کنونی ماست. من اول باید وطن درون خودم رو بسازم تا بتونم موثر باشم در بازسازی زادگاهم.
* من فکر میکنم فلسفهی دوازده قدم برای جامعهی ما کار میکنه. فقط باید وارد میدانِ عمل شد. ما عضوی از یک مجموعه هستیم و به قول معرف همه سوار یک کشتی هستیم. مقطعی عمل نکنیم بلکه پیگیر باشیم. با تدبیر و آگاهی میتونیم تغییر کنیم، فقط اگر بخواهیم.

داریوش اقبالی – عکس از زندهیاد علی محمدی
«ایران بالاترین آمار اعتیاد در جهان را دارد!»
چند بار با چنین تیتر خبری روبرو شدهاید؟ دیگر تقریبا کسی نیست که نداند ما با این معضل بزرگ دست بهگریبانیم.
میگوییم این تنها ایران نیست، که همه جای دنیا اعتیاد و معتاد وجود دارد، ولی وقتی آمارها واقعیت تلخ «بالاترین» را مقابلمان میگذارد، دیگر نمیتوان چشم بست و توجیه و انکار کرد.
رشد روزافزون اعتیاد و معتادان در ایران عزمی همگانی میطلبد. نزدیک به 1150 سازمان مردمنهاد (سمن) در ایران در حوزهی مبارزه با اعتیاد و مواد مخدر ثبت شدهاند ولی لزومًا همهی آنها فعال نیستند. هر یک به سهم خود باید کاری کنیم. فکر میکنم هیچ خانواده و فامیلی از این درد به دور نیست و هر کسی حداقل چند نفر معتاد در اطراف خود میشناسد که نگرانشان است و امید به بهبودیشان دارد. اما چگونه باید کمک کرد؟ چقدر با این بیماری آشنا هستیم؟
داریوش اقبالی، خوانندهی محبوب نسلها ـ از من گرفته که خوانندهی محبوب جوانیام بود، تا پسرم که در خارج ایران بزرگ شده و تنها کنسرت ایرانی که میرود کنسرت داریوش است ـ خود مبتلا بوده و درد را از نزدیک لمس کرده است. او که پانزده سال پیش این بیماری را شکست داده، این شهامت را داشته که به یاری مبتلایان دیگر برخیزد.
قرار است بنیاد آینه در شهر ایرانی نشین تورنتو بیشتر فعال شود. در همین رابطه روز یکشنبه 15 نوامبر سمیناری با حضور داریوش و چند تن از پزشکان ایرانی تورنتو در هتل شرایتون برگزار میشود.
برای آشنایی با “آینه” و چند و چون فعالیتهای این بنیاد با داریوش اقبالی که ساکن لس آنجلس آمریکا است، گفت وگویی تلفنی انجام دادیم.
در آغاز برایم جالب بود که داریوش گفت با شهروند آشناست و آن را دنبال میکند. از او پرسیدم:
آینه کی متولد شد و چرا اسمش را آینه گذاشتید؟
ـ آینه پدیدهای ست که همه به نوعی آن را خوب میشناسیم و در واقع هر روز با آن رودر رو هستیم بعضی خودشون رو در اون میبینند و بعضی نه.
آینه در زندگی شخصیام نقش بسیار حساس و مهمی ایفا کرده و در اکثر ترانههایی که خواندم هم اسمش آورده شده است.
آینه همیشه صادقترین دوستم بوده که باعث دیدهشدن داریوش اقبالی (نه آن کسی که مردم روی صحنه میبینند) برایم بوده و این برمی گرده به قبل از سال 2000 که من در دنیای اعتیاد، دنیای پنهانکاری و انکار و خسارت زدن به خودم و اطرافیانم بودم. اینها رو آینه به من نشون میداد و همیشه خودم رو جلوی آینه سرزنش میکردم و با خودم میگفتم، درونم خودم رو میسوزونه، بیرونم دیگران رو، ولی در سال ۲۰۰۰ آگاهی اینو پیدا کردم که به جای شکستن آینه، میبایست داریوش را میشکستم. و به خاطر همین اسم این بنیاد را «آینه» گذاشتم تا شاید این اسم تلنگر و پیامی باشه برای کسانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند. بهترین راه این است که به آینه اعتماد کنند تا با خود واقعیشان روبرو شوند. تغییرکردن درد دارد و اولین قدم آن شهامتِ تسلیم شدن است که هدیهاش رهایی و آزادی از اسارت اعتیاد است.
با وجود آنکه ترانهی سال 2000 با شعر اردلان سرفراز رو خوندم که میگه «سال سقوط، سال فرار، سال گریز و انتظار، سال شکفتن فلز، سال سیاه دو هزار» اما سال 2000 برای من سال تولدی دوباره بود و الان که پانزده ساله در بهبودی هستم، 2000 برام معنایی متفاوت از آنچه خواندهام را گرفته. معنای زندگی تازه، نگرش تازه به دنیا، تغییر درون، سالی که از زندان اعتیاد بیرون آمدم و فهمیدم معتاد کنترلی بر رفتار، گفتار، و کردار خود ندارد و من هنوز هم در این زمینه روی خودم کار میکنم و سعی دارم با برنامههای آینه پیامرسان دنیای بهبودی برای افرادی باشم که گرفتار پنهانکاری و انکار این بیماری در زندگیشان هستند.
من وقتی خوندم «دوباره میسازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش، ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش» به این رسیدم که وطن درون ما آشفتهتر از وطن کنونی ماست. من میخوام به جای اینکه مهم باشم، برای جامعهام مفید باشم. من اول باید وطن درون خودم رو بسازم تا بتونم موثر باشم در بازسازی زادگاهم. همه میخواهند دور و اطراف و دیگران را عوض و کنترل کنند و کسی نمیداند که معشوق همینجاست. به قول حضرت حافظ:
حجاب چهره جان میشود غبار تنم
خوشا دمی که چهره از این پرده بر فکنم
مرا که منظر حور است مسکن مأوا
چرا به کوی خراباتیان بود وطنم
برنامه های آینه فقط برای معتادان است یا برای خانوادههایشان هم برنامه دارید؟
ـ قدرت این بیماری آنقدر زیاده که روی همهی اطرافیان به شدت تأثیر میگذاره حتی از راه دور. مثلا شما اینجا هزاران کیلومتر دورتر از ایران، نگران وضعیت یکی از افراد خانواده یا فامیلتون هستید که گرفتاره، و این باعث میشه که شما هم بیمار شوید.
ما در برنامهی آینه این آموزش و آگاهی رو به خانوادهها میدیم. بهشون میگیم که نه تو میتونی اونو ترک بدی، نه میتونی عوضش کنی، ولی اگر روشهای بهبودی را بدونی و آگاهی از عملکرد آن را آموزش ببینی میتونی در زندگی بیمارت تأثیرگذار باشی.
یکی از این روشها به نام «دوازده قدم» هشتاد و سه ساله که در جهان داره برای متوقف کردن رشد بیماری معتادان به هر نوع مواد مخدر و یا محرک کار میکنه که بسیاری با این روش نوع نگرششان به زندگی تغییر کرده و بهبود یافتهاند. دوازده قدم اصول برنامهایست معنوی. این دوازده قدم، تغییر روش زندگیست که حتی افراد غیر معتاد نیز از آن بهره میبرند و صرفاً برای معتادان نیست.
مردم در مورد اعتیاد هنوز باورهای گذشته شون رو دارن، مثلا میگن «دندهاش نرم، میخواست نکشه».
بگذارید یک نمونه براتون بیارم. رفتم خونهی یک خانم بسیار تحصیلکرده و متمولی که سازمان بزرگی داره، در مورد آینه صحبت کردم و گفتم آمدم تا بهکمک هم برای این بیماری خانمانسوز کاری کنیم.
پرسیدم بچه دارید؟ گفت یک 20 ساله و یک 18 ساله، گفتم حالا اگر اینها به دام اعتیاد بیفتند…. اجازه نداد که حرفم رو تموم کنم و گفت، سرشون رو میبرم. منم گفتم من از همکاری با شما منصرف شدم چون فهمیدم او از ماهیت این بیماری ذرهای آگاهی نداره. در حالی که زمان، زمانِ اطلاعاته، باید پذیرفت که ما همه چیز رو نمیدونیم و همش شعار میدیم و در مسابقه ایرادگیری و انتقاد در دنیا اولیم. اینکه من بگم که همه چیز رو نمیدونم، اینکه من چه عیبی دارم، آغاز یک دنیای جدیده.
در بنیاد آینه با سمینارها و برنامههای رادیویی و تلویزیونی سعی داریم این تلنگر را به مردم بزنیم.
آیا آینه در ایران هم فعالیت سازمان یافته دارد؟
ـ فعالیتهای آینه در همهی جهان است. ما در این مدت در کشورهای مختلف، بالای 65 سمینار برگزار کردیم. سالیانه ما یک گردهمایی راهیان دنیای بهبودی داریم که در اروپا برگزار میشه و خانوادهها از کشورهای دیگه میان. اینها همه خانوادههای ایرانی و فارسیزبان هستند که دردی مشترک آنها را به هم وصل کرده، چون این بیماری پیچیده نیاز به حمایت روحی داره.
در ایران هم برنامههای تلویزیونی ما از ماهوارهها پخش میشود و متریال هامون رو بچههای عاشق ایران برامون فراهم میکنن، بچههایی که خودشون میدونن یک معتاد چه رنجی میبره. مثلا الان از بیرجند به من (آینه) ایمیل زدن که آقای داریوش احتیاج به کمک دارم، چه کار کنم!؟ ازش پرسیدم، میخواهی ترک کنی؟ گفت بله. شماره تلفنش رو گرفتم و او را به تیمی که اونجا داریم وصل کردم.
حدود دویست نفر فقط برای این نوع کمکرسانیها کار میکنند و همگی مثل یک سرباز حاضرند تا به کمک همدردامون برسیم. همیشه از مردم میخواهیم برای بهبودی جامعه به کمپها کمک کنند چرا که دولت اصلا کمکی در این زمینه نمیکند. آینه حداقل با بیست کمپ در ایران در ارتباطه و مردم را تشویق میکنه در سلامت و بهبودی جامعه نقش داشته باشند. ناگفته نماند که هیچ کس از این بیماری مصون نیست و در هر قشری از جامعه اعتیاد حضور داره.
یازده ساله وویسچت بهبودی (www.Behboudichat.com) داریم که هر شب حداقل پانصد–ششصد نفر از سرتاسر دنیا در این وویسچت با هم در ارتباطند. بسیاری از بچهها از این طریق ترک کردند چون میبینن که اونجا همه مثل خودشون هستن، یعنی یک درد مشترک دارن. وقتی نشستن و گوشدادن، کمکم خودشون هم به حرف میان و دنیای انکار و پنهانکاری رو پشتسر میگذارن.
یکی از دوازده قدم و یا دوازده سنتی که ما از اون پیروی میکنیم میگه در جمع بهبودیافتهها، کسی اهمیت نمیده که تو کی هستی، چقدر مشهوری، یا چیداری، همه مثل هم هستند. من هنوز هم بعد از 15 سال در یک جمعی که میشینم و خودم رو معرفی میکنم، میگم من داریوش، یک معتاد. چون بیماری اعتیاد رو دارم ولی جلوی رشد بیماریم رو گرفتم و ایمان دارم این تابو شکسته خواهد شد ولی مشکل ما باورهای غلط و قضاوتکردنهای نادرست مردم است. امیدوارم خداوند به داد این همهچیزدانی ما ایرانیان برسد.
شما در آینه میگویید «زخمهای جامعه متعلق به فرد فرد ما میباشند. بیاییم با هم و در کنار هم مرهمی باشیم بر این زخم ها» ولی بعضیها میگویند این وظیفه دولت است که به مسئله اعتیاد و معتادان رسیدگی کند نه اینکه وظیفهی مردم، نظرتان چیست؟
ـ یک جمله معروفی از جِبران خلیل جِبران است که زمانی جان اِف کِندی گفت، و بعدها آقای خمینی هم تکرارش کرد و به اسم او تمام شد که میگه «نپرسید مملکت برای شما چه کرده، از خودتون بپرسید که شما برای مملکت چه کردید؟»
دولت یک وظیفهای داره که آن گسترش مسئله آموزش و پیشگیری و درمان است، خانواده و جامعه هم وظیفه خود را دارند. اما ما مردمِ خودمحوری هستیم. از گذشته مون رنجیدیم و با خشم در حال زندگی میکنیم و از آیندهمون ترس داریم، بنابراین خودمحور شدیم.
ما با دولت کاری نداریم، ملت در کنار دولت نایستاده که مکمل هم باشن. یاری دادن به همنوع را باید با عشق بلاعوض، با عشق بیمنت بیاموزیم. آزادی من در گرو آزادی شما و آزادی من و شما در گروی آزادی همه است. مردم باید در بهبودی جامعه نقش داشته باشند. باید آموزش ببینند تا این همدلی و همزبانی رو یاد بگیرند. از دورشدنهای ما از یکدیگر است که دولت سوءاستفاده میکنه.
ما مشکلات فرهنگی خودمان، خودمحوری و انکار و پنهانکاری، را خوب میشناسیم. فقط کافیست واقعیت را ببینیم و در تاریکی چراغی برای آیندهای روشن بیفروزیم.
در بهبود معتادان چه کسانی بیشتر نقش دارند؟
ـ در خانوادهای که آشفته است، معتاد به وجود میاد. پیشگیری مهمتر از درمان است و تمام تلاش آینه این است که داخل مدارس و با زبان کودکانه به بچهها آگاهی بدیم. مهمتر از بچهها، خانوادههایشان هستند که باید آگاهی بگیرند. متاسفانه نهایت توصیه اکثر خانوادهها به بچههایشان این است که دخترم/پسرم رفتی مدرسه سیگار نکشیها! یا طرف مواد نریها!! اینها آگاهی دادن نیست. زوجهای جوان قبل از بچهدار شدن باید آموزش ببینن که با ماهیت بیماری اعتیاد آشنا بشن. فرزندان ما در محاصره موادهای قانونی و غیرقانونی زندگی می کنند. متاسفانه این فرهنگ پنهانکاری و انکار و همهچیزدانی ما ایرانیهاست که گریبان ما را گرفته.
اگر علائمی در بچه تون میبینید که ممکنه به طرف اعتیاد رفته باشه، کار شما نیست که نجاتش بدید، زود باید به متخصص مراجعه کنید. همونطور که وقتی که خونه آتش میگیره به آتشنشانی زنگ میزنید.
بنابراین ما دو روش در برنامههای آینه داریم، یکی آموزش و پیشگیری قبل از اعتیاد، و دیگری آگاهی برای به بهبودی رساندن و چگونه پاک ماندن در چرخه بهبودی.
منظورتان از مدرسه، دبستان است یا دبیرستان؟
ـ هر دو، ولی مهمتر از فرزندانمان خانوادهها باید آموزش ببینند. من دو فرزند دارم، دخترم ۲۱ ساله است که در ایالت میسوری درس میخونه و پسرم که ۱۲ ساله است و از هشت سالگی میدونست که من دارم چه میکنم. یادم میاد پارسال برای یکی از پروژههای مدرسهشون از بچهها خواستن که هر کی راجع به هر موضوعی که میخواد کار کنه. میلاد گفته بود که من میخوام راجع به اعتیاد کار کنم. همه تعجب کردن و پرسیدن چرا اعتیاد!؟ و او در جواب گفته دلم به حالشان میسوزد چون ندانسته بیمار شدن. کمی در مورد فعالیتهای من و برنامههای تلویزیونی و رادیویی که درست میکنم توضیح داده بود که باعث شد مدیر مدرسه ازش بخواد که میشه از بابات دعوت کنیم بیاد برای دوستات و همکلاسیهات صحبت کنه…..
دلیل اینکه اصرار به نهادینه کردن آموزش در مدارس دارم برمیگرده به این سئوال که اصلا من چرا معتاد شدم!؟ برای اینکه آموزش و آگاهی کافی در مورد این بیماری نداشتم و دنیای هنری مرا در مسیری قرار داد که مواد به آسانی در دسترس بود که خود داستانی طولانیست …
می توانید به کوتاهی برایمان از فلسفهی دوازده قدم که برای بهبود جوانان مطرح کردهاید، و به آن اشاره هم داشتید، بگویید؟
ـ در برنامهی دوازده قدم، برای برداشتن قدم اول یک شجاعت لازم است. چون ما بیماری اعتیاد رو بیماری خلاء معنوی، بیماری تکرار، بیماری بیعشقی و بیایمانی میدونیم.
قدم اول میگه من اعتراف میکنم که نتونستم خشم و اعتیاد و خودمحوریام رو مدیریت کنم و زندگیم بههم ریخته و قابل کنترل نیست. با این اعترافِ به شکست وارد قدم دوم میشه و همینطور میره تا قدم دوازده. این دوازده قدم یک برنامهی معنویِ خودشناسیست. حتی جامعهی به ظاهر سالم هم به این دوازده قدمِ خودشناسی نیاز داره. اگر بخوام در این مصاحبه هر یک از این مراحل رو بگم خیلی طولانی میشه. امیدوارم که با کمک رسانهها ما بتونیم این دوازده قدم را بیشتر به مردم بشناسونیم. مثلا من مقالاتی رو در مورد آینه بدهم که شما چاپ کنید، چون رسانهها نقش مهمی دارند. دیدگاه من در آینه این است که آگاهى رسانى، توهم زدایى و پیشگیرى در سطحى وسیع، مهمترین راهکارها است. در فراخوان «آینه» آمده:
«آینه را بنا نهادیم تا حامى حق و حقوق انسانى فرد فرد جامعه و نهادهاى مردمى سالم در سراسر جهان باشد. ما مصمم هستیم نقش یک مثلث سلامت که متشکل از نهادهاى مردمى دلسوز(ان جی اوها)، رسانههاى مسئول و حضور پر رنگ جامعه مىباشد را یادآور شویم و امید داریم در این شرایط سخت و حساس حمایتهاى شما در این راستا در مرهمگذارى بر زخمهاى جامعه که متعلق به فرد فرد ما مىباشند مثمرثمر واقع شود.»
شما هم به مردم این نوید رو بدید که به عنوان رسانهی مسئول نقش آگاهیرسانی در این زمینه رو برعهده میگیرید. برنامهی تلویزیونی ما در تلویزیون اندیشه از ماهواره هر شنبه به وقت شما ساعت یک بعدازظهر پخش میشه و قراره با دیگر رسانهها در این شهر همکاری کنیم و پیام بهبودی را به خانههای مردم ببریم. همینطور برنامههای رادیویی ما هم هر یکشنبه از لوس انجلس به وقت تورنتو ۱۱ صبح از 670KIRN پخش میشه و امیدواریم رسانههای مسئول این شهر هم به ما بپیوندند که علاوه بر آگهی که میباید بدهند، آگاهیدادن را جزو برنامه هایشان بگذارند و از سازمانها و نهادهای غیر دولتی حمایت کنند.
هزینههایتان از کجا تأمین میشود؟
ـ سیزده سال پیش شروع کردم استودیوی خودم رو با بودجهی شخصی راه انداختم و تا اینجا کشوندم. نخواستم به طرف مردم دست دراز کنم چرا که در جامعهی بیاعتمادی داریم زندگی میکنیم که همش قضاوت میکنن. برای من، این عشق بلاعوض بود.
درست در دوازدهمین سال بهبودیام رسیدم به جایی که یکی از دوستان متمول و آگاه من آمد و گفت شنیدم بنیاد آینه راه انداختی، گفتم دوازده ساله من دارم این کار رو میکنم چرا حالا میپرسی؟ گفت، به من نگفته بودی. بردمش توی استودیو و فیلمهای آینه رو براش گذاشتم. همینطور گریه میکرد و میگفت من از اعتیاد اینها رو نمیدونستم. این شد که گفت من حمایت میکنم ولی تو باید این بچه ۱۲ ساله را از خونه بیاری بیرون و بگذاری بره تو اجتماع. این شد که یک مدیر اجرایی انتخاب کردیم. اعضای هیئت اجرایی تعیین شدند. دوستان دیگر متمول هم پا پیش گذاشتن و این شد که الان تولیدات تلویزیونی ما با بودجههای این افراد تهیه میشه. در این تیم من برنامهساز هستم. شاید فردا دولت کمک کنه تا ما مرکز خودمون رو داشته باشیم، ولی فعلا تمام این کارها رو تو خونهی خودم در لس آنجلس انجام میدیم.
با توجه به اینکه هنرمندان و ورزشکاران روی نسل جوان تأثیرگذارند، نظرتان در مورد جلب همکاری هنرمندان و ورزشکاران و شخصیتهای شناخته شده با بنیاد آینه چیست؟
ـ دست رو دلم نگذارید «شقایق درد من یکی دو تا نیست».
من همیشه آغوشم به روی همه باز بوده، اما این اونها هستن که باید برای همکاری پا پیش بگذارن. تنها کسانی که قدم به قدم همراه من بودند آقای فرامرز اصلانی و مایکل عزیز هستند. من هم قبول دارم که هنرمندان نقش کلیدی دارند، اما باید خودشون بخوان و جای تأسف داره که در جامعه هنری ما، بسیاری از بیماری اعتیاد از بین رفتند ولی کسی جرات نکرد بگه فلان خواننده و یا هنرپیشه را بیماری اعتیاد کشت و با اینکه همه مردم میدانستند او را اعتیاد از بین برده به خاطر پدیده انکار و پنهانکاری کسی لب نگشود که درسی برای جامعه باشه. بالای ۶۰ درصد هنرمندان از خواننده گرفته تا شاعر و نویسنده و هنرپیشه ووووووو از اعتیاد از بین رفتند.
شما در آینه با هدف «آگاهی، آموزش و پیشگیری جامعه در مقابل آسیبهای اجتماعی همچون نقض حقوق بشر، بیماری جهانی اعتیاد، معضل کودکان کار و خیابان و پناهندگان» آغاز به کار کردید، چه شد که به محیط زیست رسیدید؟ در مورد کمپین درختکاری آینه برایمان بگویید. این کمپین آیا در جای خاصیست یا اینکه در سراسر جهان میتواند فعال باشد؟
ـ ما در برنامههای تلویزیونی آینه کمپینی را یک ساله شروع کردیم تا هر کسی که میره کمپ و بهبودی پیدا میکنه، به خانوادهاش میگیم یک نهالی رو به اسم او در همان کمپ بکارند. این حرکتی سمبلیک است. کسی که بهبودی پیدا کرده مثل این است که تازه متولد شده و در کنارش هم نهالی تازه جوانه زده و با هم بزرگ میشن و نیازی نیست در مورد آلودگی و آشفتگی محیط زیست صحبت کنیم که میدانم همه میدانند!
من در این مورد ترانه ای خوندم که میگه:
«پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست کهنگی می تازد امروز
چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بیمغزِ زمین، ای دوست
بنگر! بنگر زمین هم پوست میاندازد امروز»
الان بالای 6300 نهال در عرض یک سال گذشته کاشته شده. هر کس به بهبودی رسیده این کار رو کرده و عکسش رو هم برای ما فرستاده. این درختکاری خود یک رابطهی عرفانی برای بیمار بهبود یافته به وجود میاره و یاد میگیره رنجشهای گذشتهاش را ببخشه، خشم زمان حالش رو به عشق تبدیل میکنه و ترس از آیندهاش رو به امید و ایمان. ما همیشه زخمهای بیرونیمون رو درمان میکنیم، اما زخمهای روح و درونیمون رو علاوه بر اینکه دنبال درمانش نمیریم بلکه انکار و پنهان هم میکنیم. در یکی از کنسرتهایم در لسآنجلس دکتر هلاکویی هم مهمان بودند، موردی پیش آمد که ناچارا به طنز گفتم از زمانی که دکتر هلاکویی برنامه رادیویی دارند، فهمیدیم چقدر توی این شهر بیمار هست، البته قصدم اهانت نبود، اما میبایست خودمان را بشناسیم و خوشحالم مردم کمکم از پشت پرده انکار و پنهانکاری دارند بیرون میان و داستانهایی خوب و بد از این دست زیاد دارم … اما فقط به این اکتفا میکنم که فرهنگ انکار و پنهانکاری نخنما شده و پوسیدهی ایرانی را به خاطر سلامت روح و روانتان کنار بگذاریم.
با تلاشهایی که در راه بهبود وضعیت نسل جوان دارید، آینده نسل جوان را بهویژه در ایران چگونه میبینید؟
ـ در قدم اول باید نگرشها عوض بشه. برای اینکه دنیامون عوض بشه باید نگاهمون رو عوض کنیم. امید رهایی هست، فقط باید بخواهیم و باور کنیم، اراده کافی نیست بلکه تنها خواستن هست. دنبال مقصر هم نگردیم. یک شعری خوندم که میگه:
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم/ نه طاقت خاموشی/ نه میل سخن داریم/ آوار پریشانیست، رو سوی چه بگریزیم؟/ هنگامهی حیرانیست، خود را به که بسپاریم؟ / تشویشِ هزار «آیا»، وسواسِ هزار «اما»/ کوریم و نمیبینیم، ورنه همه بیماریم … من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته/ امید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم…
من فکر میکنم فلسفهی دوازده قدم برای جامعهی ما کار میکنه. فقط باید وارد میدانِ عمل شد. ما عضوی از یک مجموعه هستیم و به قول معرف همه سوار یک کشتی هستیم. مقطعی عمل نکنیم بلکه پیگیر باشیم. با تدبیر و آگاهی میتونیم تغییر کنیم، فقط اگر بخواهیم.
این اولین برنامه ی شما در تورنتو است. از جامعه ی ایرانی تورنتو چه انتظاری دارید؟
ـ من و یاران آینه تورنتو به دنبال این فکر و نیت هستیم که یک مکان معنوی (سنتر فرهنگی و آموزشی) داشته باشیم که در واقع متعلق به مردم است و جزو ثروت معنوی جامعه به حساب میآید و مردم آنجا را متعلق به خودشون بدونن که جوابگوی نیازهایشان باشه.
در تورنتو افراد با نفوذ و موفق زیاد دارید. هدف من و یارانم اینه که آینه بتونه از این افراد دعوت کنه در یک نشست، نقشه و استراتژی و اساسنامه ما رو ببینند و چون یک سازمان غیرانتفاعی هستیم خودشون اعضایی باشند که فعالیتهای آینه را زیر نظر داشته باشند و حمایت کنند تا این مرکز با قدرت هر چه بیشتر در توانمند کردن جامعه از آسیبها آگاهی رسانی کنه.
شما اگر به آمار تلفات جوانان ناشی از اعتیاد در سایت Health Canada مراجعه کنید متوجه عرض من خواهید شد. ما نیاز داریم مرکزی داشته باشیم که متعلق به مردم باشه و همانطور که احتیاجات خوراکی و پوشاکیشان را راحت میرن از مکانهای مختلف تهیه میکنند از این مکان هم به صورت رایگان و بدون ترس از قضاوتها بیان کمک بگیرن. مرکزی برای به دنیا آمدن و رویش انسانهایی که ناخواسته و ناآگاهانه در چنگال آسیبها میسوزند که زندگی کنند و زندگی میکنند که بسوزند.
***
وقتی داریوش میگفت «ترانههای من زخمهای درون من بوده که فریاد زدم، همه منو شنیدن، ولی گوش نکردند که چی میگم»، یکباره این ترانهاش در گوشم زنگ زد:
رو میکنم به آینه رو به خودم داد میزنم/ ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم/ رو میکنم به آینه من جای آینه میشکنم/ رو به خودم داد میزنم این آینه است یا که منم
اما داریوش این حقارت را پس زد و حال اوج بلندبودنش را تجربه میکند.
کوشاگران «آینه» خسته نباشید!
بنیاد آینه روز یکشنبه 15 نوامبر در هتل شرایتون سمیناری با عنوان “انسان و پذیرش تغییر” برگزار می کند. در این سمینار دکتر عباس آزادیان، دکتر سیاوش اسدپور، دکتر حسین عبداللهی ثانی و داریوش اقبالی سخنرانی می کنند.
برای شرکت در سمینار با ایمیل ****@****eh.org” target=”_blank” rel=”noopener”>ev****@****eh.org تماس بگیرید.
اطلاعات بیشتر درباره ی آینه:
www.Ayeneh.org
www.Behboudi.com
www.Behboudichat.com
www.facebook.com/AyenehFoundation





















