Advertisement

Select Page

محسن نامجو و پیچیدگی انسان‌ها در وضعیت نابسامان

محسن نامجو و پیچیدگی انسان‌ها در وضعیت نابسامان

 


1
چقدر نگاه‌ها سطحی‌اند. در اندرون انسان‌ها آنقدر پیچیدگی‌ها وجود دارد که به سختی بتوان به آن‌ها دست یافت. هزارها عامل می‌تواند فردی را معطوف به یک عمل خاصی کند. یادم می‌آید نامجو سال‌ها پیش شاید ۱۰ سال پیش از این در سخنرانی‌اش در ونکوور علیرغم ضدیت کامل با رژیم جمهوری اسلامی گفت که اگر جنگی در ایران از جانب کشورهای دیگر در ایران صورت بگیرد من به ایران می‌روم. یک عرق وطن پرستی عمیقی در وجودش نهادینه بود.
نامجو اهل مطالعه بود و برخلاف بسیاری از هنرمندان ما اعم از آوازه‌خوان یا هنرمند تجسمی و یا بازیگر کتاب می‌خواند. نه آن که یک پژوهش‌گر حرفه‌ای باشد اما بی‌مطالعه نبود و صد البته که همین تفاوت سبب شده بود که او پس از موفقیت‌های زیاد هنری یک نوع خودشیفتگی بیابد که به ضررش هم تمام شد. از جمله به گزارش من از سخنرانی‌اش در سایت زمانه ایراد گرفته بود و می‌خواست آنها را وادارد که نوشته‌ی مرا از سایت بردارند. می‌توانست نقدی بر آن بنویسد. اما ننوشت. من تمام صحبت‌هایش را روی نوار ضبط کرده بودم و نمی‌شد آن‌ها را انکار کرد. نامجو به اتهامات جنسی از جانب چند زن محکوم شد که هیچ کدام دادگاهی نشدند. یعنی هیچ کدام از آن ها جرأت شکایت را به خود ندادند. آیا به این علت که شهره آغداشلو منع‌شان می کرد؟ شاید یکی از دلایل همین باشد. اما اگر یکی از این زنان جنم داشت و می‌آمد وسط الان با فاکت بهتری می‌شد حرف زد. اگرچه از حرف‌های خودشیفتگانی نامجو می‌شد فهمید که چنین اتفاقی رخ داده است. از جمله این که گفت بود: (هر «نه»ای «نه» نیست). حرفی که بسیاری از مردان می‌زنند و خود خوب می‌دانند که برخی زنان در شرایطی نمی‌توانند این «نه» را به زبان آورند. قدرت و شهرت خیلی اوقات وضعیت استثنائی در افراد ایجاد می‌کند و این امر می‌تواند برهرکسی اتفاق بیافتد. قابل تأیید نیست به هیچ وجه اما پیش‌آمدنی است و ما نمونه‌اش را کم نداریم. این امر در مورد ژیان قمیشی هم پیش آمد. زنان به او اتهام زدند که در هنگام کینک سکس و یا در محل کار (او در رادیو کانادا کار می کرد و به عنوان یکی از بهترین مجریان هنری شناخته شده بود و اجراهایش را در نزدیک به دویست ایستگاه رادیوئی به‌ویژه در آمریکا بازنشر می کردند. ژیان قمیشی یک وکیل گرفت به قیمت ۲۰۰ هزار دلار و وکیل مبرز کیس را برد. ‌اما در پس این ماجرا کاملن مشخص بود که او به علت شهرت و قدرتی که پیدا کرده بود هنگام کار به خود حق می‌داد دست درازی کند و انگشت به این و آن کند. یا علیرغم قراردادی که در کینک سکس بسته می‌شود، از قوانین عدول ممکن کرده باشد. مرد خوش‌قیافه و خوش برخوردی است. بی‌شک خواهان زیادی داشته است. اما چنین موقعیت‌های استثنائی قدرت و شهرت می‌تواند آدم‌ها را به چنین نقض رفتارهای اخلاقی و قانونی وادارد. از آن پس ژیان دیگر نتوانست جایگاه خود را با کانادائی‌ها به دست آورد و اکنون با ایرانیان و برای ایرانیان کار می‌کند). سال‌ها پیش از این‌ها هم من مقاله‌ای نوشته بودم در باره ی فیلم ELLE و وضعیت استثنائی که شخصیت اول فیلم (یک زن) را که به خود اجازه می‌داد به حقوق کارمندانش تجاوز کند، و از جمله مثلن بخواهد پسرک تنبانش را در آورد تا ببیند کسی که با ماسک صورت با او خوابیده بود همانست یا نه، در آنجا بازکردم.

 

2
نامجو نیز سعی کرد جایگاه خود را بعد از آن اتهامات بیابد و ظاهراً توانست کماکان عده‌ی زیادی از هوادارانش را نگاه دارد. هنر نوآور او و سبک خاصش نشانگر علاقه وانگیزه‌ی بالا و کار سخت مداوم او بوده است. کسی نمی‌تواند این امر را انکار کند، اگرچه خوانایی با هنرش نداشته باشد. او حتی ازدواج کرد در بحبوحه‌ی آن اتهامات. همه‌ی این فعالیت‌ها می‌توانست برای بازگرداندن وضعیت سابق باشد. در عین حال که می‌توانست به تمناهای هنری و عشقی او نیز پاسخ داده باشد. پیچیده است بخواهیم از دور بدون شناختی کمابیش کافی از حرکت‌ها قضاوت کنیم که کدام وجوه جنبه‌ی قوی‌تری داشته است و یا چگونه همه‌ی وجوه در دالان‌های لابیرنت بگیر و ببر او را به‌حرکت می‌انداخته است. در هرحال نه اتهامات جنسی می‌تواند او را از صفحه‌ی تاریخ حذف کند و نه کوشش‌های بعدی برای ادامه‌ی زندگی. تجاوز جنسی می‌تواند از جانب هرکس اتفاق بیافتد. باید پی‌آمدهایش را به جان بخرد و اگر ثابت شود محکومیت‌هایی دارد ولی معنایش این نیست که این فرد مادام‌العمر باید جزا پس بدهد. آن کارگردان معروف، رومن پولانسکی، محکوم به تجاوز جنسی به کودک برنده‌ی بهترین جایزه می شود… و کوشش برای بازآفرینی زمان‌های خوب گذشته می‌تواند تلاشی باشد که هرکس در وضعیت نابسامان به آن دست می‌یازد و انگیزه‌های گوناگون می‌تواند در آن دخیل باشد. حق مسلم هرکس. واقعیت‌های دیگر را اگر نتوانیم ببینیم خاکستری میان سیاه و سفید را جا می‌گذاریم و بسیاری وجوه را نادیده می گیریم. جنگ دو کشور متجاور به ایران بسیاری از مخالفین رژیم را نیز در مقابل این تجاوزات قرار داد. من خود که ۲۰ سال بعد از انقلاب را در ایران زندگی کرده‌ام و تمام زیر و بم اقشار مختلف و سازمان‌های سیاسی و رژیم حاکم را از نزدیک لمس کرده‌ام، چنانکه در کتاب اتوفیکسیونم «تهران کوه کمرشکن» شرحش را آورده‌ام، همواره تصور می‌کردم که حتی اگر دولت دموکراتیکی برسر کار بیاید من شاید فقط برای سفرهای توریستی به ایران برگردم چرا که معتقد بوده‌ام که مردم از نظر فرهنگی خیلی کاردارد که دموکراتیک برخورد کنند. اما با وقوع این جنگ هیچ‌گاه تمنای برگشت به ایران این چنین در من قوی نشده بود. و گمان می‌کنم که این حس را بسیاری دیگر نیز داشته‌اند. حس وطن پرستی وقتی که می‌بینی وطن دارد نابود می‌شود آن‌چنان قوی می‌شود که بیش از هرحس دیگری می‌تواند عمل کند. و به گمان من این حس قوی در نامجو بوده است که وی را راهی ایران می‌کند. این که به همسرش اطلاعی نمی‌دهد می‌تواند دلایل گوناگون داشته باشد. شاید گمان می‌کرده که همسر ممانعت ایجاد کند. شاید هراس داشته برای جلوگیری از سفرش قصد او را برملا سازد و نقشه‌اش را به باد بدهد. من در این‌جا شک در کاهش علاقه به همسر را جایز نمی‌دانم. یا بحث‌های دهان پر کن احساسی که چرا به همسرش چیزی از رفتنش نگفته است. شما می‌توانید در عین بیشترین عشق به کسی او را بگذارید و بروید. من خودم چندین بار چنین تجربه‌هایی داشته‌ام. عشقم را در پاریس ول کردم که شاهد انقلاب در ایران باشم و اگر بتوانم کاری انجام دهم. بار دیگر در مورد پسرم هست که چند سال با او قطع رابطه کردم. در حالی که ذرات وجودم بودن در کنار او را می‌خواست. این حس می‌توانست در نامجو نیز بسیار قوی بوده باشد. بخصوص که می‌بیند نزدیک‌ترین دوستان هنرمندش که برایشان بسیار ارزش قائل بود، هوادار تجاوز به ایران و طرفدار اسرائیل و ترامپ هستند. می‌بیند که در خارج، اپوزیسیون اگرچه مجزا و اگرچه هیچ گاه از منیت خود پائین نیامدند، اما همه یک خواست را داشته‌اند و حالا در گیر کوبیدن یکدیگرند. آن فروپاشی سیاسی نیروهای سیاسی بعد از تسلط جمهوری اسلامی بر ایران یک بار دیگر در خارج از کشور کاملن مشاهده می‌شود. خارج از کشور دیگر نمی‌تواند جایی برای هم‌خوانی و هم عملی باشد. این حس در میان بسیاری از افراد در سال گذشته بسیار قوی بوده است. و در نامجو نیز که پیش از این‌ها هم گفته بود که اگر جنگی در ایران رخ دهد جزء اولین کسانی خواهد بود که برود و در جنگ برعلیه اجنبی شرکت کند.

و حرف آخر:
کار درست را نامجو کرد. اگر اشتباه نکنم او خود گفته است که هنرش سیاسی نیست. اما مواضعی که همواره گرفته است کم سیاسی نبوده‌اند. به جای این که بنشینیم تو خارج و هی حرف بزنیم و توی سروکله‌ی همدیگر، اگه بتوانیم چرا نرویم. در خارج از محیط و فضا دوری و هرچه زمان بیشتر می‌گذرد دورتر می‌شویم. اگر امکانی فراهم شود که بتوان رفت به ایران آن‌ها که ادعای مبارزه دارند باید پیش قدم شوند. حتی اگر این امکان را رژیم فراهم کند. برای مبارز بودن که حتمن نباید مرتب گفت مرگ بر این و آن. مبارزه‌ی واقعی توانائی پیداکردن راه حل‌های لازم درهرشرایط هست. استفاده از هر امکانی. تا الان هم مردم ایران در داخل کشور به خواست‌های زیادی رسیدند و باز ادامه خواهند داد. و کسی نیست نداند که تحلیل مشخص از شرایط مشخص به دست می‌آید. تحلیل‌های ۵۰ سال قبل مال ۵۰ سال قبل بود. الان بخصوص بعد از جنگ هیچ‌چیز شبیه گذشته نیست. بعد از چند دهه مهاجرت ما هرچه این جا می‌گوئیم رتوریک است و نود درصد آن با واقعیت جور در نمی‌آید. وقتی خمینی به ایران می‌آمد عده‌ای از مبارزین غرب‌نشین ماندند و گفتند تا حالا سیاست می‌کردیم حالا سیاحت می‌کنیم. اما تعداد زیادی برگشتند. گفتند اگر برای تغییر سیستم حرف زده‌ایم حالا وقت عمل است. خیلی از آن‌ها دوام نیاوردند و باز به‌غرب بازآمدند. و کماکان حرف می‌زنند. حال اگر کسانی می‌خواهند در میان مردم باشند و با خوب و بدش بسازند و شاید هم بتوانند کاری بکنند چرا نه؟

 

لطفاً به اشتراک بگذارید

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights