چند شعر از پرشنگ صوفیزاده
1
گوردیدههای دور
افتاد
از بامِ آذر
در زمستان
زنی
که روز را
با زور
در دستانِ تو و خیابان
تمام کرد.
مرگ
اینجا
در تکرار خاموشی
جان میگیرد
و آن طرفِ دی
سیاه پوشان
سپرده گوش
به حرفِ کلاغ و
سایههای حسود
ما
گوردیدههای دور
برای سیراب شدنِ سال
تصویر را
در چشمانِ مرگ
جستجو میکردیم
تاخاک را
از دستهای بستهات بتکانیم.
۵ اردیبهشت ۴۰۵
2
به رگبار بستهاند…
پنجره
رگبار بسته است باران را
و بر طناب،
لباسی جامانده
که بویِ تو را
میکارد.
دستانم
پیاده رو را
داد میزند…
پاککنی
در خیابان دنبالم میکند
سپیدی چشمهایم
سیاهی تاریخ را
در شعر
عریانتر جار میزند!
انگشتی،
آتش به اختیار
کفِ دستم
پرندهای سرخ
چشمهایم به حراج میروند
پاهایی برهنه
پستانهای خشکیده را
به خاک میسپارد…
ببین :
به رگبار بستهاند باران را!
۱۱بهمن ۴۰۲
3
هر از گاهی شنا می کنم
هر از گاهی شنا میکنم
با ماهیهای قرمز
در رگهایی که
با اولینِ ضربهی باتوم
پیچ میخورند
و خطهای درهَم
کلاغ میبَرند روی پوست
بی قیل و قال
و شعر میشوند روی تن.
چه رسمِ بینظمی
شلیکِ گلوله
از اولین صدای شین
در دهانِ زندانبان
تا کلافگیِ کاف
که آوااار میشود
بر سرانگشتِ کُشَنده!
بر میگردم …
روی نقطهی شروع
همان ابتدای گرهِ بیکلاف
پلهی نخستِ انتخاب
همان ضربهی تردید
آاااه میشوم…
میکُشَند مرا
سرد بر زمین
می کِشند و میبرند…
مرااا…
به نقطهی اتصالِ تو!
همزمان پَریده…میافتد
کلاغی
روی خطِ بُریده در خیابان
پشتِ در…
در حیاطِ زندان!
و این سو….
در خوابِ جنگل و مه
کفنِ پارهی من
چال میشود
زیرِ پیرترین چنار
با تَنی
که خط به خط
ترانه بود…
و تمام میشود زندگی
با پیشفنگِ تفنگی
که به آسمان
نشانه رفته است…
نه! تمام نمیشود…
هر از گاهی
شنا میکنم
در رگهای تو…تو…و تو!
۴ اردیبهشت ۴۰۲
4
با تو آغاز میشوم
از شکافِ دیوار
زُل میزنم به چشمهای شب
گلوله های سربی
عینک را پَس زدهاند
خیلی از مرگ دور نشدهام
سنگی بیصدا،
آخرین چُرتِ پرنده را
پاره میکند…
ملحفهی سپید
بر سرِ شب میافتد
باد زوزه میکشد
استخوانها، چرق چرق
از خواب بیدار میشوند
در هراس و حیرت
دستم لای موهایت مینشیند
چشمهایت باز میشوند
من، ذوق میکنم…
پیشانیات،
لبهایم را نرم میبوسد
من،
نزدیکای مرگ
عاشقات میشوم
تو،
کفِ دستم میافتی
ریزشِ لحظه رویِ دار…!
نمی توانم بمیرم….
نمی توانم بیدار بمانم….
اذان تمام میشود
و من،
با تو آغاز میشوم!
۱۴ اردیبهشت ۴۰۲
#پرشنگ_صوفی _زاده






















