Advertisement

Select Page

خورآ؛ شعری از سعید جهانپولاد

خورآ؛ شعری از سعید جهانپولاد

 

خورآ(۱)

سلام به تحرکات مشکوک
به حوادث نامعلوم
به هنوز به میز،دو دستی چسبیده‌ها
به جنگ‌طلبان تونل نشین
به سهم خواهان چنبره زده
به سفرهای مردم
به دست برده‌های به جیب ملی
با شعار امنیت و رفاه
به بلندگوهای همه جای
شهر بی پناه و بی پناهگاه
و پرچم‌های بی اعتبار شده
و خداحافظ
ای کوهساران با آسمانی یکدست
ای جنگل‌های قوز کرده و پریشان
ای پناهگاه گوزن‌ها و قوچ ها
ای کوه‌های تا چند روز دیگر بمباران شد خواهد
ای پیرهن سفیدآبی
در تندباد تلاطم‌ها
ای خاطره‌های بی شمیم و مغشوش
تا چند روز دیگر
آتش گرفت خواهد
ای قایق‌ها و لنج‌های سوخته
در میانه‌ی شلیک موشک و شعله‌ی آذرخش دریاها
ای زیستگاه دریایی مسموم شده
با لکه‌های نفت،کودهای شیمیایی و
آهن قراضه‌ها
و خداحافظ ای خاک و خانه‌ی سوخته‌ام
ای زبان به شدت گسسته از معنا
در زبانپریشی مردم کوچه و بازار
ما در وادی وحشت,,خورآ,,
ما هنوز هم از ترس
در میانه‌ی مرگ‌ و زیستن
به واژه‌های بی اعتماد فارسی
پناه می‌بریم

#خورآ در روایت افلاطون به مفهوم یک فضای بی شکل و میان تهی است. در روایت معاصر دریدا و کریستوآ خورآ فضایی ست میان تهی در زبان ، در روایت من این فضای میان تهی به شکل صحرایی بی آب و علف و نشانه‌ای از سرزمین سوخته است.

#سعیدـجهانپولاد

لطفاً به اشتراک بگذارید

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها:

Verified by MonsterInsights