یادمان رفت که ما، ما هستیم
یادمان رفت که ما، ما هستیم دستهای بیکس و بیپا هستیم هر طرف کشته شود از ما بود مادری گفت که...
Read More
Select Page
علیرضا زرین | ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
یادمان رفت که ما، ما هستیم دستهای بیکس و بیپا هستیم هر طرف کشته شود از ما بود مادری گفت که...
Read Moreعلیرضا زرین | ۲ فروردین ۱۴۰۵
نوروز آید گویند که نوروز نیاید گویم که بدان باز بیاید بر مردم محکوم به هر غم جز شادی نوروز نشاید...
Read Moreعلیرضا زرین | ۹ بهمن ۱۴۰۴
بین ما ابرِ سیاهی که سکون استبارِ آوارِ پریشانِ جنون است نتوان خفت به لالایی کابوسدر چنین لحظه...
Read Moreعلیرضا زرین | ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
هما آسوده، مترجمی زبردست و خوشنویسی برجسته هما آسوده خوشنویس و مترجم ایرانی است. وی خوشنویسی را از...
Read Moreعلیرضا زرین | ۲۴ تیر ۱۴۰۴
— «نظمِ نوینِ جهان» نیز بگذرد ترفندهای زمان نیزبگذرد روباه و گرگ و شغالی به یک لباس در صفِّ پیرو...
Read More