یک شعر از سحر قاسمی
فرشته ای سقوط میکند اهریمن نشسته است در لابه لای سطرها دندان تیز میکند گلوله نمیکُشد خون ریشه...
Read More
Select Page
سحر قاسمی | ۶ تیر ۱۴۰۵
فرشته ای سقوط میکند اهریمن نشسته است در لابه لای سطرها دندان تیز میکند گلوله نمیکُشد خون ریشه...
Read Moreسحر قاسمی | ۸ بهمن ۱۴۰۴
1 توای شب سیاه دندان شکستیبه جرم اینکه پیرزنی با دست هایی خالی از درد فقر فریاد زد نان میخواست...
Read Moreسحر قاسمی | ۴ بهمن ۱۴۰۴
فقر لانه کرده روی اجاق خاموش گرسنگی چنگ میکشد شخم میزند کرت به کرت برهوت شکم کاریست عبثسیزیف...
Read Moreسحر قاسمی | ۱۶ دی ۱۴۰۴
تبر زدی نشانه شد خبر در آشیانهها پیچید یکی … سکوت به اعتراض نشست هوا… هوای درد و دلهره شب پره…...
Read Moreسحر قاسمی | ۹ تیر ۱۴۰۴
————- ۱ تصویر کدام چهرهایم در این هوای کثیف بیرنگ خاکستری سیاه همهی کلونها را کشیدهایم...
Read More