سه شعر از حسین فرخی
ذکر برخاستن ۱ برخیزم کلمه ای در سینه ام جان بگیرد باز هم ای جان کلمه ای در شب های بلند ابری...
Read More
Select Page
حسین فرخی | ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
ذکر برخاستن ۱ برخیزم کلمه ای در سینه ام جان بگیرد باز هم ای جان کلمه ای در شب های بلند ابری...
Read Moreحسین فرخی | ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
ده شب: نقش های سربه هوا را قبول می کنم شب-۱ چه قدر تو رابخوانم پوست واستخوان بیاوری خط خورده...
Read Moreحسین فرخی | ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
1 حادثه بود/ با نفسهای گمنام یا آشنا قراربود فقط یه حادثه باشه گلم. برات آهو بزنن کبک بزنن...
Read Moreحسین فرخی | ۷ مهر ۱۴۰۴
سه شعر برای تهران ۱تهران – نگاه اول نام هایی رابرداشته ام خواهید دید و جایی در لابه لای شب پخش...
Read Moreحسین فرخی | ۲۷ تیر ۱۴۰۴
۳ شعر از غزل غزلها از مجموعه شعرهای تیرماه غزل-۲ معماری زخمها معماری ظریف تاریکی لبها صورتها و...
Read More