یک شعر از مجید سنجری
«این سرزمینِ تکرار» در این شهرِ پوشیده از روزنامههای خیس که تیترها هر صبح با بوی باروت...
Read More
Select Page
مجید سنجری | ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
«این سرزمینِ تکرار» در این شهرِ پوشیده از روزنامههای خیس که تیترها هر صبح با بوی باروت...
Read Moreمجید سنجری | ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
۱ «رســـتـــاخــیز بــاران» نان را از سفره ربودند نامِ غارت را تدبیر نهادند. ما ! در...
Read Moreمجید سنجری | ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
مرگ هم عرصهٔ بایستهای از زندگی است کاش شایستهٔ این خاکسپاری باشم «محمدعلی بهمنی»...
Read Moreمجید سنجری | ۷ اسفند ۱۴۰۴
با اندوهی عمیق، خبر خاموشی علی باباچاهی، شاعر نوآور و جسور روزگار ما، دل دوستداران شعر را در...
Read Moreمجید سنجری | ۳ اسفند ۱۴۰۴
رقـــصِ انـــدوه غم نه سایه نه زخم رشتهای از نیِ بریده بر لبِ باد غم را میتوان کشید بر پوستِ شب...
Read More