سه شعر از نصرتاله مسعودی
Select Page
نصرتاله مسعودی | ۲۱ آذر ۱۴۰۴ | 0
۱ )
بی نقابام چنان
که در تاریکترین شب هم
میشود برای دلتنگیتان
چینهای پیشانیام را شمرد.
۲ )
شادیام بیانتها میشود
وقتی در یک دستات
نان میبینم
و در دستِ دیگرت
لبخند.
۳
به ستارهچینی رفته بودم
که با آسمان
با اشاره و ایماء
برای پیراهنهای تاریک
حرفی داشتم.

