Advertisement

Select Page

شعری از نیلوفر شیدمهر

شعری از نیلوفر شیدمهر

 

به فراسوی اشغال

 

بالت را به من بده
ای سُهره‌ٔ سینه‌سرخ
حالا که نرفتی
همراه دیگران.

هوای زمین پس است؛
خانه‌ها و درخت‌ها
همه می‌سوزند
و این طوفان دارد

حتی من و امثال مرا
که سنگر گرفته‌ایم
در مکعب‌های بتون‌آرمه
از جا می‌کند.

پاهایت را به من بده
ای سُهره‌ که قرص
بر شاخه‌ی این تک درختِ پشتِ پنجره
استوار ایستاده‌ای
میان شعله‌های آتش و این تندباد که دارد
قرص ماه را هم
خُرد می‌کند.

هوای زمین پس است
و منِ دوپا
دو بال می‌خواهم برای پریدن
از روی آتش و باد
نه،
نه به ماه،
مریخ هم که دارد اشغال می‌شود؛
من به فراسوی اشغال
می‌خواهم بپرم
با بال‌های ظریف و مطمئن تو

تو که چنین قرص
میانه‌ی آتش
با دو پای نازک
یک‌تنه
روی شاخه‌‌ای خم‌شده ایستاده‌ای.

هوای زمین و ماه و مریخ
بدجور پس است
و پاهای من برای پریدن
از روی آتشی چنین نامهار
و برای ایستادن مقابلِ
طوفانی چنین بُنیان‌کن
که درخت‌های کهن را هم
یکی یکی می‌اندازد
به کار نمی‌آیند؛

حتی برای فرار
به ماه و مریخ نه،
تا خاک اشغالیِ دیگری
این نزدیک هم بی‌مصرفند.

من در این هوای پسِ آتش‌افروز
بالِ آهنی هم
اگر درآورم
تنم چنان بی‌قواره و سنگین
و استخوان‌هایم چنان
نامقاومند که در این طوفان
که دارد قرص ماه را هم
می‌شکند
به جای امنی نخواهم رسید.

من پاهای ظریفِ تو را می خواهم
برای فرودِ سختِ دوباره
بر زمین
پس از خاموشی فاجعه‌ها،
تا شاید
این بار بتوانم
با قامتی افراشته
در مقابل اشغال بایستم
و اگر آتش
یا طوفانِ زمین‌افکنِ دیگری درگیرد
باز بپرم
و بر شاخه‌ی زندگی
به شکل اضطراری
با دو پایم فرود آیم
پیش از این که بادی دیگر
مرا برُباید
و درسطلِ اِشغالی دیگر
پرت کند.

من تنِ ظریفِ تو را می‌خواهم
استخوان‌های مقاومت را، سُهره‌ جانِ سینه‌سرخم
پاهای قرصت که تا حالا
تاب آورده‌اند
بر این شاخه‌ی خم شده
در کامِ زبانه‌کشِ آتش
و بال‌های سبکت را
که تا دیر نشده
از قابِ سوزانِ اشغال بپرم
و در فراسوها
بر سیاره‌ای بی‌صاحب
به سلامت فرود آیم.

#نیلوفر_شیدمهر

 

لطفاً به اشتراک بگذارید

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Advertisement

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: