یک شعر از سپیده داداشزاده
آفتاب ابرها را بلعید
گندمزار را بلعید
آسیاب را بلعید
آیا یادتان هست ؟
حکمرانان
در سایت های خبری آگهی زدند:
-شیوع انقراض آردها-
بعد از آن فاجعه
تکه های ما در کف نانوایی صف بستند و
زبانمان در دهان تنور جویده و
چانههای بیات
روی پستانهای ننه روزگار
چروکیده شد
آیا یادتان هست
شاطرها
مفاصل گلها را
در هاونها کوبیدند
و “مرگ رنگ ”
آغاز شد؟!
آیا محیطبانان
گله گوشتها را قربانی نکردند؟
قرار ما این بود
گیاهخوار شویم
اما
گرسنگیِ مان بر تشنگیِ مان ریخت
و همگی خوار شدیم.
آیا عمق این حوادث مسطوح نشده است؟
این شعراز کتاب «سپیده دم دوشیزه محترمه یائسه» توسط شاعر گزینش شدهاست.





















