یک شعر از مرضیه رشیدپور-کیمیا
جهان گاه از دهانِ آتش سخن میگوید و گاه در گلبرگی کوچک تمامِ خاموشیِ خود را پنهان میکند....
Read More
Select Page
مرضیه رشیدپور-کیمیا | ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
جهان گاه از دهانِ آتش سخن میگوید و گاه در گلبرگی کوچک تمامِ خاموشیِ خود را پنهان میکند....
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۱ مرداد ۱۴۰۵
انگار دهانِ باد پیش از پرنده به بوسه رسیده بود… و جهان از سمتِ بالِ فراموششدهای هی کمتر اتفاق...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۱۳ تیر ۱۴۰۵
هر بار جهان اندکی از تو کم میشود و درختی بیهیچ فصلی بر شانهی سکوت برگ میآورد کسی از...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
میان آن کلماتِ تنگ، در دهانِ جهان تو، چشمِ شکستهی منی که از ترکِ نگاهت باران میچکد هر بار که به...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۲۵ مهر ۱۴۰۴
توکوهی را کج کردیو رودخانه را از مسیرش ترساندیبعد، بیصدا رفتیبیآنکه دستت را از روی خوابم...
Read More