یک شعر از مرضیه رشیدپور(کیمیا)
و سپس —در فرورفتگیِ سطرِ هشتمِ تب،تو افتادی در من،چون نور؛چون انعکاسِ مختلِ زهدانِ روزدر آیینهی...
Read More
Select Page
مرضیه رشیدپور-کیمیا | ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
و سپس —در فرورفتگیِ سطرِ هشتمِ تب،تو افتادی در من،چون نور؛چون انعکاسِ مختلِ زهدانِ روزدر آیینهی...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
… و پیدا کردن، شبیه گشودنِ درِ یک کشوی فراموششدهست که بوی دستخطی ناتمام میدهد با مرکّبِ...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
پس رویا که بال و پرمان می دهد و یا نگاه های ساده ی بنفشه ای رنگارنگ، آنها مهربانی شان را دوست دارند لطیف اند همچون نسیمی که در میان برگ ها می وزد. از ورای آنها با من بگو برای همواره چرخیدن به دور آفتاب و به بار نشستن شعر من،...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
چشمهایت را گذاشتم روبروی خودم جهان، نگاه گلی شد که اندوه را میدانست و زیر بال سنجاقکیپناه...
Read Moreمرضیه رشیدپور-کیمیا | ۳ فروردین ۱۴۰۴
قرار بود فصلها چوبیی ساده درونشان دریایی از خوشههای گندم و اکنون زنی زیبا در شعر زندگی کند و...
Read More