Advertisement

Select Page

Tag: حسن فرخی

دو شعر از حسن فرخی

  یک) بگذار بخوابم شعر به شعر گفتم سر بر شانه‌ی تو گذاشته‌ام و آسمان خالی ست! به خورشید گفتم بیاید...

یک شعر از حسن فرخی

  همین یک‌ جان را دارم به تو می دهم. اجازه هست/ نیست در این شعر ترس ریخته ام و این تنهایی من است...

سه شعر از حسن فرخی

  ۱] به وقت باران من سراغ کوکوی ابلق را از امواج می گیرم و چزیره ی خلوت سراغ ماهیگیران را که دیر...

چند شعر از حسن فرخی

  لب از بوسه کجا افتاده است؟-روی آستین من! یک) تن ام به تنگ آمده از خودم تجاوز شده می داند چه خونی...

سه شعر از حسن فرخی

۱ تو کجایی؟ خبرت می‌کنم. پرنده مسافری ست بیم سقوط آسمان را تیره و تار کرده است من کجا بودم؟ ابرها...

یک شعر از حسن فرخی

  یلدادختر بلند بالای من! از صبح علی الطلوع در کنج باغچه ی اکنونگل سرخ مفهومی از آفتاب است.[ دختر...

یک شعر از حسن فرخی

  در این جهان هنوز جایی برای شعر هستعزیرم!و من با چشمانی که نشان از غزل دارداز راه‌ می رسماگر چه...

سه شعر از حسن فرخی

  شاملو پدر شعر چریکی ایران است.”فیض شریفی” ۱ اینک بشنوید:این یک شعر چریکی ست تو برو سری به بوسه...

دو شعر از حسن فرخی

۱ در این دقایق دوزخی! و حرفاحرف نام تو در اشک‌ من غرق شد وقتی که تو را از صبح علی الطلوع صدا زدم...

چند شعر از حسن فرخی

یک) فاصله ی شعر من و جنگ تو یک‌ گلوله است حالا چه کسی شلیک‌ می کند معلوم نیست. [-قطعی نیست!] کلمات...

چند شعر از حسن فرخی

یک) ابر اسب آسمان است شیهه به خاک‌می ریزد و استخوان شب می شکند ماه بالا می آید بالا بالای بالا و...

یک شعر از حسن فرخی

صبح من‌ است این! من تنها تو را دوست دارم در هر کجا؛ شهرهای دور و نزدیک خیابان ها کوچه ها طنین‌ نام...

دو شعر از حسن فرخی

۱ ریشه‌ی جانم را بر دوش ترانه می‌گذارم مویه نمی کنم شمس بی بال. تو بچرخ و سفر را مشروع کن حالا به...

چند شعر حسن فرخی

  یک)از دلتنگی ها مادران عشق های تصادفی مرگ های تصادفیبرای کوچه پس کوچه های خاکی بازیگوشی و...

دو شعر از حسن فرخی

نگفتم؟
تخریب آن همه اندام
که وتن بود
که پرورش داده
به شور و حال
لگد مال اما طبل ها شده بودند

Loading

آگهی‌های تجاری:

ویدیوی تبلیفاتی صرافی عطار:

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی

آرشیو شهرگان

دسته‌بندی مطالب

پیوندها: