یک شعر از اعظم ملکپور
من از خورجینِ تبعید سوختههایِ سقطِ یک دروغ را بیرون کشیدهام؛ دروغی که سالها در گورِ...
Read More
Select Page
اعظم ملکپور | ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
من از خورجینِ تبعید سوختههایِ سقطِ یک دروغ را بیرون کشیدهام؛ دروغی که سالها در گورِ...
Read Moreاعظم ملکپور | ۱۷ آذر ۱۴۰۴
۱ چرا این نبضِ منحرف،این جریانِ سردکه فصل به فصلدر من میچرخد را،کسی نمیفهمد؟ هرچه به من نزدیک...
Read Moreاعظم ملکپور | ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
1 من بذر نذر کردهی زن بودن هستم در دستان زنی عاشق… مرا در زمین مهر بکارید تا حقیقت وارستگی،...
Read More