دو شعر از زهرا جلالی
1 شهریور را باید چشید در طعم انگورهای شورهزار در نفس گرمی که از خاک برمیخیزد در آسمانی که...
Read More
Select Page
زهرا جلالی | ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
1 شهریور را باید چشید در طعم انگورهای شورهزار در نفس گرمی که از خاک برمیخیزد در آسمانی که...
Read Moreزهرا جلالی | ۴ شهریور ۱۴۰۵
1 آیینه پوشِ دردیم، در ما ببین زمان را زخمِ شکفته در برف، شب سوگِ جاودان را گل بر گلِ سپیده،...
Read Moreزهرا جلالی | ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
تو را که خفته بر فرازِ ابر چشم باز میکنی حبابهای تیله در خیالِ جنگلِ کویر تو را که یک وجب یک...
Read Moreزهرا جلالی | ۸ بهمن ۱۴۰۴
1 شب آتش، به جانِ من افروخته چهل سال و اندی، مرا سوخته چو ققنوس خیزد ز خاکسترم بخندد دوباره، دلِ...
Read Moreزهرا جلالی | ۱۴ آبان ۱۴۰۴
می رانند بر تن های خشکیده در انبوهِ تنهاییدرشکه ی پاییز را ردِّ چرخ ها بر شانه های کوچه باغ به...
Read More