یک شعر از ثریا کهریزی
(چشم یار) شعری از ثریا کهریزی منتظرم بمان عشق من به تو خواهم پیوست اما قبل از پیوند ما باید تاریخی...
Read More
Select Page
ثریا کهریزی | ۶ خرداد ۱۴۰۵
(چشم یار) شعری از ثریا کهریزی منتظرم بمان عشق من به تو خواهم پیوست اما قبل از پیوند ما باید تاریخی...
Read Moreثریا کهریزی | ۶ بهمن ۱۴۰۴
شعری از ثریا کهریزی یکی از همکاران شاعر داخل کشور را بخوانیم و با صدای دردمند او بشنویم. این شعر...
Read Moreثریا کهریزی | ۳ آذر ۱۴۰۴
شریک جرمبعدهیچ!قالب تهی کنم از کالبد لخت مورد دار آسمانبه زمین نازنینپیوند بدهم خود رابعدهمراه...
Read Moreثریا کهریزی | ۲۵ مهر ۱۴۰۴
قصه شب ۳ و دیگر کسی مهر نورزیدو هیچ کس خانه ی خود نمی دانست سنگینی بر شانه ها افتادوُ شعر نمی...
Read Moreثریا کهریزی | ۵ مهر ۱۴۰۴
۱ (زمستان) زمستان بود و مرحله های دیگری مثل سرد مثل تلخ! در میانسالی ام کاش یائسه بشوم یا بروم و...
Read More