سیر شب در روز
با صدای چند انفجار از خواب میپرم. ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه است. خانه میلرزد. بچهی همسایه که...
Read More
Select Page
فرشته وزیرینسب | ۱ فروردین ۱۴۰۵
با صدای چند انفجار از خواب میپرم. ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه است. خانه میلرزد. بچهی همسایه که...
Read Moreفرشته وزیرینسب | ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
«نامهنگاری یعنی عریان کردن خویش در محضر اشباح، و این همان چیزی است که اشباح با ولع و آزمندی به...
Read Moreفرشته وزیرینسب | ۷ اسفند ۱۴۰۳
در نمایشهای چخوف کیفیتی است که آنها را به یکدیگر و به نمایشهای ابزورد پیوند میدهد. شاید بشود...
Read Moreفرشته وزیرینسب | ۱۴ بهمن ۱۴۰۳
با رعنا سلیمانی از طریق رمان «سندرم اولیس» آشنا شدم. چیزی که در آن رمان و رمان بعدی او «یک روز...
Read Moreفرشته وزیرینسب | ۲۲ دی ۱۴۰۳
ما که هستیم؟ چگونه «من» میشویم؟ نگاه دیگران چه تاثیری بر ارزیابی ما از خود و تنمان دارد؟ چرا...
Read More