یک رباعی از آرزو ملککازرونیان
با باد چرا رازِ خودم را گفتم؟دلخوش که حیاطِ قلبِ خود را رًفتماینبار که پایِ دلِ من بنشیندگویم...
Read More
Select Page
آرزو ملککازرونیان | ۲۰ آذر ۱۴۰۴
با باد چرا رازِ خودم را گفتم؟دلخوش که حیاطِ قلبِ خود را رًفتماینبار که پایِ دلِ من بنشیندگویم...
Read Moreآرزو ملککازرونیان | ۲۵ مهر ۱۴۰۴
پاییزان در دفترِ عُمر، خواندم آدمها راخط میزنم امشب همهیِ سَمها رااز شوقِ وزیدنِ نسیمِ...
Read Moreآرزو ملککازرونیان | ۶ مهر ۱۴۰۴
دربند عمریست که در بندِ خودت دربندیپیوسته به جان ربودنت پابندیاز دیدنِ سرزندگیام پژمُردیای مرگ...
Read More