یک شعر از زیبا حسینی جیرندهی
در حاشیهی نازک مهتاب
سایهای صبور
یله داده بود بر حوصلهی
پیچکهای تنخستهی دیوار
چند نفس آنسوتر
آفتابی دلواپس
سلانه سلانه
تن خود را
از ضیافت تلخ کوچه
بر شانهی صنوبرهای شیرین از جنگ برگشته
می کشید
تا از بلندای غروری سبز
شاهد فرار زمستانی سیاه
از پنجرههای سرخ فردا باشد
آه…
ای بازتاب تکانههای گنگ
ای که به جستجوی خود
تکرار در تکرار راه گم می کنی
پیدایت کن تا بهار
از شانههایم بروید…
3/11/1404





















