ورفن ما varfən mä
آناکوچیکه گفت: – هیچ خبری نیست، نه تیتیل، نه چیچینی، نه شوبوغ. صبحانه میخوردیم. عمهآنای پدر...
Select Page
شهلا شهابیان | ۲۳ بهمن ۱۴۰۳
آناکوچیکه گفت: – هیچ خبری نیست، نه تیتیل، نه چیچینی، نه شوبوغ. صبحانه میخوردیم. عمهآنای پدر...
شهلا شهابیان | ۱۱ بهمن ۱۴۰۳
خرت، خرت، خرت… صدای جویدن استخوان و خُره کشیدن سگها!باز رسیده بودند به گودِ آشغالا و گلهی...
شهلا شهابیان | ۹ اسفند ۱۴۰۰
میگویم گوهر حتما اینطوری نشسته روی این صندلی. روبهروی سِوروگین عکاسباشی و عکس گرفته. بعد...
