یک شعر از حمید روزبان
زمین را شوت کن راست دروازه چوبی است پای تیر چپ آهنی فالگیرها میگویند صورت کسی بر نمیگردد از آب...
Select Page
حمید روزبان | ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
زمین را شوت کن راست دروازه چوبی است پای تیر چپ آهنی فالگیرها میگویند صورت کسی بر نمیگردد از آب...
حمید روزبان | ۱۰ خرداد ۱۴۰۲
تا همین حالا: __ _ 1 سینهی چشمها را سیبل میبیند سرخی که از دهان افتاد سیب بود غلتید ...
حمید روزبان | ۲۴ دی ۱۴۰۱
۱ به گیجی و تکرار رفتار خویش خندهاش میگیرد ساعت این که رقص آهسته و تندگاهی چرخیدن بر مدار همیشگی...
