یک شعر از آیدا مجیدآبادی
صدای تیر میآید از رگ گردن نزدیکترم تو میدوی در سرم و من آنقدر میدوم که مادرم با بند ناف پشت...
Select Page
آیدا مجیدآبادی | ۸ مرداد ۱۴۰۵
صدای تیر میآید از رگ گردن نزدیکترم تو میدوی در سرم و من آنقدر میدوم که مادرم با بند ناف پشت...
آیدا مجیدآبادی | ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
تو رفتهای و پیکری به شکل در در جای خالی تو میخکوب شده است و آن سوتر میان مهی از میخک گربهای را...
آیدا مجیدآبادی | ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
آنقدر میان بازوان کوچکم میفشارمت که از نوک پستانهایم شعر خون روان شود تو را در گهوارهای از خون...
