یک شعر از تقی جهانبخشی
Select Page
تقی جهانبخشی | ۱۷ آذر ۱۴۰۴ | 0
اندوه کهنهای
نشسته به پیشانی یاد!
چون و چراهای کاشته
روی دیوار
گلی نمیکنند
زورم
به انتظار خود نمیرسد
تمام فصلهایم
به خیابان زمستان
ختم میشوند
کسی از این سالها
نمیپرسد
چرا از کول خود
برای یکبار
بهار را
زمین نمیگذاری …

